X
تبلیغات
رایتل

داستان بسیار ساده و آموزنده مداد

داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید
جمعه 8 مرداد 1395

داستان بسیار ساده  و آموزنده مداد

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
– ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
– درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .
 

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.